تبلیغات شما اینجا طراحی سایت خرید فالوور حرف اخر
بستن تبلیغات [X]
مادر

قبل از اینکه خودم مادر بشم همیشه می گفتم این فرهنگ ما چقدر بده روابط بین مادر و پدر و فرزند حالت مالکیت داره و نمی گذارن که خودش باشه و کارهایی که دوست داره رو انجام بده ...

الان که خودم مادر شدم خودم می ترسم که دخترم ریسک کنه و یا به اختیار خودش کاری رو انجام بده ! می ترسم که صدمه ای به خودش بزنه میدونم اشتباه هستش و مرتب دارم روی خودم کار می کنم ولی بازم بعضی چیزها رو نمی تونم بی خیال باشم البته شاید برای اینه که کوچیکه ولی ترس از این دارم که نکنه تو بزرگسالی هم من همین کار رو بکنم ! اونوقت چه فرقی بین من و مادرهای قدیم ؟!

ولی الان درک می کنم که چرا مادرها همیشه نگران بچه هاشون هستم حتی در سنین بالا ! هر چند این رو مطمئنم که در بیشتر مواقع این نگرانی بی مورد ولی اگر کنترل نشه جلوی پیشرفت بچه رو می گیره امیدوارم بتونم روی این حسهام کار کنم و بتونم مادر خوبی باشم همینطور که آرزوشو دارم

مادر بودن خیلی کار سختیه خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

+ تعداد بازدید : 10 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :