تبلیغات شما اینجا طراحی سایت خرید فالوور حرف اخر
بستن تبلیغات [X]
داستان یک عاشقی !

11 سال پیش یکی از دخترهای فامیل که دانشگاه قزوین رشته نرم افزار قبول شده بود با یکی از از هم دانشگاهیهای خودش آشنا میشه تا زمانی که درسش تموم شد و با معدل 19 و خورده ای مدرکشو می گیره ،‌در این زمان بود که پسر میاد خواستگاری دو تا خانواده مخالف چون پسری که تازه درسش تموم شده و اونم رشته مهندسی کشاورزی که بازار کار خوبی نداره حداقل در تهران ! چطور می خواد ازدواج کنه و .... تا اینکه با زور و خواست دو طرف و عاشقی و ... اینها با هم ازدواج می کنند حتی شنیده بودم چون پسر برای اینکه با این دختر ازدواج کنه با مامانش دعوای حسابی کرده بوده و مامانشو هول داده بود که مامانش بیشتر ناراحت شده بوده و ....

دو سال هم عقد بودن و تا خانواده پسر قزوین خونه ای تهیه کردن و برای پسرشونم یک مغازه باز کردن و شغل آزاد در این بین بخاطر معدل بالای دختر از دانشگاه می خوان که بیاد هم فوق لیسانس درس بخونه بدون کنکور و هم در مقطع پایین تدریس کنه دانشگاه که شوهرش نذاشت !

بعد از یکسال که از ازدواجشون گذشت دختر بهانه خونه مادر و تهران رو گرفت و با اصرار اومدن تهران و دختر با آشناهایی که داشتن رفت بانک استخدام شد و پسر هم برادرم برد محل کار خودش و در رشته ای که هیچ مهارت نداشت مشغول کار شد

تو فامیل همه می گفتن وای ماشاا... به زندگی اینها و چقدر با هم خوبن و ... برادرم می گفت پسره خوبیه و ... مادر زنش می گفت وای مثل پسرم می مونه اینقدر دوسش داریم که حد نداره !

در این مدت هم بخاطر شرایط و مزایای بانک تونستن خونه خوبی بالای تهران و ماشینی و زندگی و ... تهیه کنند و در این مدت 9 سال همه اونها رو تعریف می کردن و ماشاا.. می گفتن در این همه سال همه اونها رو دیدن که با یک بشقاب غذا می خورن و ... تا اینکه دو هفته پیش مادرم گفت فلانی طلاق گرفته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی داشتم از تعجب شاخ در میاوردم چطور ممکن بود ؟! چرا ؟

کسی چیز زیادی نمی دونه ؟! برادرم هم اگر بدونه نمیگه ! میگه با هم نساختن دیگه !

ولی مادرش گفته بود بد اخلاقی می کرده خونه و می زده و فحاشی می کرده و اینکه به قول خودشون مردونگی هم نداشته ! بیرون همش فیلم بوده که ما بازی می کردیم و خرج خونه همش با من بوده و بی مسئولیت بوده و ....تعجب

همسنهای اونها الان فکر ازدواج هستن اینها بعد از 9 سال با تن و روحی خسته از هم جدا شدن !

من همیشه نظرم اینه که پسر و یادختری که با خانواده خودش خوب یا بد رفتار کنه با همسرشم همونطور رفتار می کنه وقتی مادرشو میزنه و هول میده چرا نباید توقع داشته باشیم که زنشو نزنه ؟!!!

واقعا چرا فرهنگ ما اینطور شده که همش برای همدیگه نمایش بازی می کنیم ؟! چرا ؟! نیازی نیست که بگیم با هم اختلاف داریم ولی نیازی هم نیست که اینطور نقش عاشق و معشوق برای دیگران بازی کنیم ؟!

قضاوت با خودتونه افسوس

+ تعداد بازدید : 9 |
نوشته شده توسط pedram در 2017-01-08T14:53:27+01:00 و ساعت :